مرتضى مطهرى
79
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آيا بر جهان سنّتهاى ضرورى و لا يتغيّر حاكم است يا هيچ سنّت غير قابل تغييرى وجود ندارد ؟ آيا هستى در مجموع خود يك واحد زنده و با شعور است يا مرده و بىشعور ، و وجود انسان يك استثناء و تصادف است ؟ آيا موجود ، معدوم مىشود ؟ آيا معدوم ، موجود مىشود ؟ آيا اعادهء معدوم ممكن است يا محال ؟ آيا جهان و تاريخ عينا مو به مو - هر چند پس از ميلياردها سال - قابل تكرار است ( نظريّهء دور و كور ) ؟ آيا به راستى وحدت حاكم است يا كثرت ؟ آيا جهان تقسيم مىشود به مادّى و غير مادّى ، و جهان مادّى بخشى كوچك از مجموع جهان است ؟ آيا جهان ، هدايت شده و بيناست يا كور و نابينا ؟ آيا جهان با انسان در حال دادوستد است ؟ آيا جهان در برابر نيكى و بدى انسان عكس العملى نيك و بد دارد ؟ آيا پس از اين حيات فانى يك حيات باقى وجود دارد ؟ و امثال اين پرسشها . علم در پاسخ همهء اين پرسشها به « نمىدانم » مىرسد ، زيرا نمىتوان اينها را آزمود . علم به مسائل محدود و جزئى پاسخ مىدهد ، امّا از تصوير كلّى جهان ناتوان است . با يك تمثيل مطلب را توضيح مىدهيم : ممكن است فردى دربارهء تهران اطّلاعات منطقهاى و محلّى داشته باشد ، مثلا جنوب تهران يا قسمتى از آن را دقيقا و مشخّص بشناسد بطورى كه بتواند از حافظهء خود خيابانها و كوچهها و حتّى خانههاى آن منطقه را رسم كند ، ديگرى منطقهء ديگر را ، سوّمى و چهارمى و پنجمى مناطق ديگر را به همين ترتيب بشناسند بطورى كه اگر اطّلاعات همهء آنها را جمعآورى نماييم نسبت به جزء جزء تهران اطّلاع كافى به دست مىآوريم . ولى آيا اگر تهران را اين گونه شناختيم ، تهران را از هر جهت شناختهايم ؟ آيا مىتوانيم به اين وسيله يك تصوير كلّى از تهران به دست آوريم كه مثلا آيا تهران در مجموع خود چه شكلى دارد ؟ آيا به شكل دايره است ، مربّع است ، به شكل برگ درخت است ؟ برگ كدام درخت ؟ منطقهها با يكديگر چه روابطى دارند ؟ خطوط اتوبوسرانى كه چند منطقه را به يكديگر متّصل مىكند چه خطوطى است ؟ آيا تهران در مجموع خود شهرى زشت است يا زيبا ؟ البتّه خير . اگر بخواهيم اطّلاعاتى در اين زمينه پيدا كنيم ، اگر مثلا بخواهيم بفهميم شكل تهران چه شكلى است ، آيا زشت است يا زيبا ، سوار هواپيما مىشويم و از بالا با يك ديد كلّى همهء شهر را مىبينيم . اين است كه علم از پاسخ به اساسىترين مسائلى كه براى جهانبينى لازم